حفاظت شده: یادگاری بس با ارزش
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۹۱ | نوشتهشده به دست در اهل بیت | دست نوشته ها | دین و معرفت | معارف معاریف - (برای نمایش یافتنِ دیدگاهها رمز را بنویسید.)حضرت استاد می فرمودند :
روح خصوصیاتی عجیب و غریب دارد.اگر بتوانی(به مرحله ی تجرّد برسی و ) روح را بر جسم مسلط کنی عجائبی خواهی دید بس دیدنی
ایشان در شرح ماهوی روح ، خصوصا ارواح پیشوایان شیعه طی حدیثی از حضرت موسی بن جعفر – علیهما السلام – نوع خلقت روح را بیان می فرمودند که از مافوق ” اعلی علیین ” خلق شده است.بعد روایتی را از کتاب “مدینه المعاجز ” نوشته عالم جلیل القدر شیعه ” علامه سید هاشم بحرانی ” برایمان نقل می کردند که بسیار شنیدنی است :
حضرت امیر علیه السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام وصیت فرمودند :
حسن جان ! شب هنگام هرگاه بدن مرا غسل داده و کفن نمودی و درون تابوت قرار دادی، صبر کن .
جلوی تابوت بلند می شود .
آنها دو ملک از اعاظم ملائکه ی الهی هستند که جلوی تابوت را بلند می کنند .
تو و برادرت حسین عقب تابوت را بلند کنید و هرجا جلوی تابوت رفت ، بروید تا جائیکه جلوی تابوت در میان نیزار به زمین بیاید .
آنجا که تابوت من بر زمین قرار گرفت خوب دقت کن !
سنگ قبری را می بینی .
قبر نوح نبی است و کنارش قبر آدم ابو البشر قرار دارد .
کنار قبر نوح را به دقت وارسی کن .
سنگ قبری را میبینی .
که روی آن نوشته شده است :
این قبریست که نوح نبی برای وصی و برادر خاتم انبیاء آماده کرده است .
حسن جان سنگ قبر را کنار بزن تا قبر دیده شود .
سپس در میان نیزار منتظر بمان تا سواری که روبند بر روی دارد ، بیاید .
سپس بدن مرا به او بدهید تا درون قبر قرار دهد .
حضرت استاد ادامه ی روایت را به نقل از امام حسن بدین صورت بیان می فرمودند :
بر اساس وصیت پدر عمل نمودیم .
همه چیز بر همان گونه که پدر فرموده بود پیش رفت .
وقتی قبر نمایان شد ، کمی صبر کرده تا آن سوار از راه رسید .
روبند به روی داشت .
حرف نمی زد .
از مرکب خود پیاده شد و به داخل قبر رفت .
من و برادرم حسین بدن پدر را به او دادیم .
و پدرمان درون قبر قرار داد .
کمی با او حرف زد.
لحد را چید
و سپس بیرون آمد .
حضرت استاد می فرمودند :
امام حسن رو به آن سوار کرده و عرضه داشت :
به ان خدائی که تو را عزت داد که بدن علی بی ابیطالب را در خاک قرار دادی ، روبند از چهره بردار تا چهره ات را ببینیم .
آن سوار نقاب برداشت.
و امام حسن چهره ی آن فرد را دید .
و آن فرد کسی نبود جز علی بن ابیطالب …
پی نوشت ۱ : یک شمع را فرض کنید
یک قوطی خالی شیرخشک را هم فرض کنید
که یکطرف آن باز است و یک طرفش بسته
بدنه ی قوطی شیر خشک را که استوانه ای ایست سوراخ سوراخ می کنیم
مثلا حدود ۵۰ عدد روزنه ایجاد می کنیم
حالا شمع را روشن می کنیم و قوطی شیرخشک را روی شمع می گذاریم
از روزنه هایی که بر اثر سوراخ ایجاد کرده ایم چه می بینیم ؟
اشعه هایی از نور دیده می شود
که اگر روزنه های ایجاد شده به یک اندازه باشد ما هم اشعه های نور را به یک اندازه می بینیم.
سوال : آیا می شود گفت که به اندازه ی تعداد روزنه ای که روی بدنه قوطی شیرخشک ایجاد کرده ایم منبع نور داریم ؟
یا حقیقت این است که منبع نور واحد است . اما به تعداد فراوان اشعه های نورانی داریم ؟
در جواب باید گفت : حقیقت این است که منبع نور یکی است اما پرتوهای نورانی متعددی وجود دارد .
پی نوشت ۲ : یکی از مفاهیمی که در عرفان نظری به آن پرداخته می شود ، مفهوم “کثرت در عین وحدت ” است که برخی آنرا برای حضرت امیر نیز قائل شده اند .
پی نوشت ۳ : تفسیرش با اهلش
پی نوشت ۴ : تصویری از مضجع شریف علامه سید هاشم بحرانی از وبسایت دوست بزرگوارم آقا شهاب مرادی +
با عمّار از مسیری می گذشت .
دست عمّار را که در دستش بود فشاری داد
و با نگاهی پر از غم
به عمّارش فرمود :
عمّار ! آیا من آدم بدی هستم ؟!
چشمان درشت و سیاه عمّار وقتی چشمان بارانی مولایش را دید ، بارید و عرضه داشت :
این چه فرمایشی ست حضرت مولا ؟
یک خداست و یک دنیا و یک علی !
من به قربانت آقا ! چرا این همه غم داری ؟
حضرت امیر فرمودند :
عمّار ! اگر آدم بدی نیستم آیا خوب هستم ؟
عمّار عرضه داشت :
دگر طاقتم رفت . مگر چه شده است که اربابم این همه نارحت است ؟!
حضرت فرمودند :
اگر آدم بدی نیستم پس چرا این همه مردم پشت سرم حرف می زنند ؟!
و آن لحظه بود که ابرهای آسمان دل عمّار غرّیدند و بارانی از اشک به راه افتاد . . .

پی نوشت ۱ : جگرم برایت تکه تکه است ارباب مظلوم !
پی نوشت ۲ : ” تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها “ دروغی بیش نیست .
پی نوشت ۳ : سند روایت را خودم ندیده ام اما واقعه را با کمی تفاوت ، استاد انصاریان برایم نقل کردند .
پی نوشت ۴ : دلم هوای ایوان طلا و سوز شبهای زمستانی حرمش را دارد . اللهم ارزقنا !
پی نوشت ۵ : کمی مربوط : +
نکته ای ظریف در یک حدیث معروف !
اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ | نوشتهشده به دست در اهل بیت | دست نوشته ها | دین و معرفت - (۵ دیدگاه)پیش نوشت : شرح این مطلب ، زمان مفصلی را می خواهد که برای بیان نکته ی بسیار مهم نهفته در این روایت ، به همین مختصر بسنده می کنم .لطفا با دقت بخوانید و لذت ببرید :
حدیث معروفی است به نام حدیث حارث بن همدان که از اصحاب حضرت امیر علیه السلام بوده است و جمله ی معروف ” فَمَن یَمُت یَرِنی ” حضرتش ، خطاب به وی گفته شده است .این حدیث در کتبی همچون بحارالانوار و نیز امالی شیخ صدوق به صور گوناگون نقل شده است .
ما حصل قضیه این است که حضرت امیر علیه السلام به حارث بن همدان فرمودند : هرکس که بمیرد چه دوست من باشد و چه دشمن من ، مرا درمواطن چندگانه خواهد شناخت . هنگام مرگ ، نزد صراط ، کنار حوض و هنگام تقسیم کردن بهشت و دوزخ .
استاد بزرگوار ما در شرح این حدیث می فرمودند :
نه اینکه این دیدن ، دیدن صوری و ظاهری باشد . حقیقت سرای عقبی چیزی جز علی بن ابی طالب علیه السلام نیست . خداوند حضرت علی را در پس این دنیا همه کاره قرار داده است . در حدیث معروف اصبغ بن نباته که آخرین کلام حضرت مولا در آن نقل شده است این است که خداوند تمام اختیارات تقسیم بهشت و دوزخ را به پیامبر واگذار کرده و پیامبر هم ، همه ی اختیارات را به علی بن ابیطالب واگذار می نماید.یعنی همه کار در روز قیامت علی بن ابیطالب است . حالا با توجه به این کلام خود مولا و سایر احادیث این حقیقت را در می یابیم که حقیقت مرگ در دست علی بن ابیطالب است . یعنی ملک الموت به اذن علی بی ابیطالب قبض روح می نماید هر انسانی را . یعنی هر انسانی موقع مرگ علی بن ابیطالب را می بیند و می بیند که دستور قبض روح او توسط حضرتش صادر می گردد . فلذا برای مومنین این قبض روح آرامش بخش بوده و برای منکرین و معاندین ، بسیار سخت و عذاب آور خواهد بود .
سپس حضرت استاد می فرمودند :
باید روی نفس خود کار کنیم و دلبستگی هایمان را از این دنیا کم کنیم . چرا که اگر چنین نباشد ؛ وقتی زمان مرگ ما فرا رسید و ما دل بسته ی به دنیا بودیم ، آنوقت می بینیم که علی بن ابیطالب ما را از علایقمان و دلبستگی هامان منقطع می کند و اینجاست که خطر بیشتر می شود چرا که اگر دلبستگی ها زیاد باشد ممکن است العیاذ بالله زبان بدگوئی به حضرت علی باز کنیم و او را انکار نمائیم .
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در کتاب اربعین حدیث خود ، میزان محبت دنیا و میزان وابستگی افراد به دنیا را تعیین کننده ی زمان حضور افراد در برزخ دانسته و با بیان کلام شریف حضرت امیر علیه السلام به این مهم اشاره می نمایند که برزخ ممکن است به عمر دنیائی ، برای بعضی ها به مدت دو یا سه روز طول بکشد در حالیکه ممکن است صدها سال باشد که مرده باشند .
نکته ۱: هر قدر میزان دلبستگی ما به دنیا بیشتر باشد ، امکان انکار وجود حضرت امیر علیه السلام بیشتر خواهد بود .
نکته ۲: هرقدر میزان دلبستگی ما به دنیا بیشتر باشد ، حضور ما در برزخ طولانی تر جلوه پیدا می کند .
یک توصیه ی بسیار مهم از امام خامنه ای
اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ | نوشتهشده به دست در مقام معظم رهبری - (یک دیدگاه)متاسفانه این روزها با رونمائی از برخی عرفانهای کاذب در جامعه،یکی از مسائلی که گریبانگیر برخی از اقشار مذهبی شده است دست و پنجه نرم کردن با عواقب ناشی از عمل به دستورات غیر صحیح راهبران غافل این عرفانهای نو ظهور است .
دستوراتی در قالب ” احیای امر اهل بیت ” در میان بعضی از هیئآت و متدینین رایج شده که وقتی به دقت در آنها نگریسته می شود هیچ پایه و اساس دینی نداشته و در سیره ی هیچ امام معصومی نیز دیده نشده است . و جالب است که نام ” معرفت ” را بر انجام عمل خود می نهند .
و در صورت عدم آگاهی اهل علم از نفوذ چنین تفکرات ( خطرناکی در متن جامعه و نیز رسوخ در خانواده ها ) خطری بس بزرگ جامعه را تهدید خواهد کرد و ماحصل آن در تصمیم گیریهای بسیار مهم در سطح کلان در جامعه نمود خواهد داشت .
از طرفی نه تنها اهل علم بلکه تمام کسانی که گرفتار این عرفانهای کاذب شده اما از آن بی اطلاع هستند ؛ باید بیدار شده و بدانند از آبشخور کدام سرچشمه می نوشند .
توصیه ی زیر از امام خامنهای در این زمینه بسیار راهگشاست :
درسهاى اخلاقى را در بین خودتان رائج کنید. از اساتید اخلاق و موعظهگرها استفاده کنید. البته مواظب باشید در دام عنکبوتهاى دنیا دار و دکاندار گرفتار نشوید؛ این روزها از این چیزها هم زیاد است: دکاندارهایى که به اسم معنویت، ادعا مىکنند که امام دیدیم و …!
هیچ واقعیتى هم ندارد. حواستان باشد که اسیر آنها نشوید.بیانات در دیدار اعضاى بسیج دانشجویى دانشگاهها سی و یکم اردیبهشت هشتاد و شش


