۹ بهمن ۱۳۹۰ توسط حسین مداحی
آنچه که اه
میت رور نهم ربیع الاول را پر رنگ کرده است روایتی است که از جانب فردی به نام احمد بن اسحاق قمی بیان شده است . احمد بن اسحاق قمی از اصحاب امام جواد ، امام هادی و امام حسن عسکری بوده و از ایشان روایت نقل می نماید . وی ایضا از کسانی است که خدمت حضرت بقیة الله مشرف شده و ایضا از وکلای امام عسکری و امام زمان بوده است کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۳، ش ۱۶٫
این روایات همانطور که مرحوم علامه ی مجلسی در بحارالانوار فرموده اند از دسته روایاتی است که سندش به تنهایی دارای اعتبار خاصی نمی باشد .چون در سلسله ی راویان ، افراد مجهول وجود دارد و بر اهل فن پوشیده نیست که چنین دسته روایاتی به تنهایی اگر قرینه ای برای عمل به آنها نباشد ، ملاک عمل نبوده و دارای اعتبار نمی باشند.
اما در روایت احمد بن اسحاق از آنجایی که بزرگان علمای آنرا پذیرفته و بدان عمل مینمایند دارای اهمیت فراوان شده و قرائنی بر آن اقامه شده است .
یکی از مصادیق حجت برای عمل به روایت اینچنینی اینست که روایت همراه قرائنی باشد که آن قرائن مورث اطمینان باشد .
در این روایت قرائنی به چشم می خورد که ذیلا بیان می شود :
الف : دانشمند بزرگ شیعه مرحوم سید بن طاووس از جمله علمائی است که در امر حدیث متخصص بوده و ایضا کتابی در باب رجال و راویان احادیث دارد .این عالم شیعه و متخصص این روایت را به روایت عظیمة الشان وصف نموده است .
ب : این روایت به عمل جماعت نسبت داده شده است و فقها مکرر استناد کرده اند به چنین روایاتی که جماعتی بدان عمل نموده اند .
ج : مرحوم سید بن طاووس می فرمایند :
روایات فراوانی هستند که از شیخ صدوق نقل شده اند و دارای چنین مضمونی هستند که نقل صدوق هم کفایت می کند.
د : بسیاری از فقها به این روایت استناد کرده اند در باب غسل های مستحبی که غسل روز نهم ربیع الاول از غسل های مستحب موکد بوده و این استناد فقها نیز خود قرینه ای دیگر بر این روایت است و اجمالا مورد عمل در فقه نیز می باشد .
با توجه به این قرائن می توان این اطمینان به صدور روایت از جانب امام معصوم را کسب نمود .
واما در روایت به چه نکاتی شاره شده است : ادامه مطلب »
برچسب ها:احمد بن اسحاق, حضرت زهرا, عید الزهرا, نهم ربیع الاول
ارسال شده در انبیاء, اهل بیت, دست نوشته ها | بدون دیدگاه »
۲۹ دی ۱۳۹۰ توسط حسین مداحی
این روزها
دل نازک شده ام
آنچنان که با یک اشاره ی انگشتت
بند بند ِ دلم از هم پاره می شود .
مواظب دل من و انگشت خودت باش !

برچسب ها:متن ادبی, نجف اشرف
ارسال شده در دست نوشته ها | ۸ دیدگاه »
۲۹ دی ۱۳۹۰ توسط حسین مداحی
این روزها انگار که بچه شده باشم
بوی روزهای کودکی ام را خوب احساس می کنم
بوی آن دفتر نقاشی فیلی
و مداد شمعی هایی که همیشه پای آن دفتر پهن می کردم
بوی تراشه های مدادهای رنگی را
و آن دفتر کاهی ِ نقاشی مخصوصم را
حال و هوای نقاشی های آن روزها را
که حال و هوای جبهه بود و رزمندگان و شهدا و …
عطر دوستان کودکی ام را خوب به خاطر می آورم
عطر حسین قاسمی را
که پدرش شهید شد
و هنوزم که هنوز است آنرا می شنوم
و خجالت می کشم
از روی حسین
که بابایش شهید شد و بابای من زخم برداشت
کاش می شد که به آن روزها برگردم
تا خود و دوستان با صفایم را در آغوش بگیرم
و بپرسم:
چطور می توانم مثل شما اینقدر با صفا باشم
پی نوشت : روزگار کودکــــی ، یـــادش بخیــــر !

ارسال شده در خاطرات | ۱ دیدگاه »
۲۸ دی ۱۳۹۰ توسط حسین مداحی
تصویری نادیده از امام خمینی رحمت الله علیه در مرز کویت در حال وضو گرفتن

این تصویر متعلق به برادر بسیار بزرگوار حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالهادی الحمود الصائغ الموسوی از شیعیان بحرین می باشد .
پی نوشت : در این تصویــر هم می توانید امام خمینی را بعد از وضو در حالیکه نشسته اند ملاحظه بفرمائید .در تصویر حجت الاسلام و المسلمین سید رضا برقعی دیده می شود .
برچسب ها:السيد الحمود الصائغ, امام خمینی, سید رضا برقعی, عکس
ارسال شده در جمهوری اسلامی | ۴ دیدگاه »
۲۷ دی ۱۳۹۰ توسط حسین مداحی
می گفت : در روضة النبی کنار حرم پیامبر نشسته بودم .
به رسول خدا عرض کردم : آقا جان آمدیم خدمت شما و کلی با شما صحبت کردیم و از شما خواستیم .
آیا می شود شما هم با ما حرف بزنید ؟
آیا می شود نظری به ما بکنید .
نمی دانستم چطور باید صدای پیامبر را شنید
در خودم هم قابلیتی برای شنیدن صدای پیامبر نمی دیدم
قرآن را برداشتم
و گفتم یا رسول الله ! ما که لایق شنیدن صدای شما نیستیم
اگر می شود با این قرآن با ما حرف بزنید
تمام قوای خود را روی قرآن متمرکز کردم
و از خدا هم خواستم با کلامی از جانب رسولش مرا راهنمائی کند
صلواتی فرستادم
قرآن را باز کردم
با دیدن اولین جمله ی آیه ی قرآن تمام بدنم لرزید

این جمله را دیدم که نوشته شده بود :
وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا . ( سوره ی فرقان آیه ۱۹ )
و پیامبر گفت پروردگارا ! قوم من این قرآن را رها کردند
و ظاهرا این آیه شکایت رسول خدا در روز قیامت نیز خواهد بود که به خدای خود از ظلم مردم در حق این قرآن ، شکایت خواهد نمود .
خدا کند در آن روز رسوایی ، از کسانی نباشیم که رسول گرامی اسلام ، از ما شکایت نماید که اگر چنین باشد کارمان دشوار است چرا که برای ما که منتظر شفاعت بودیم خیلی دشوار خواهد بود که ببینیم صاحب مقام شفاعت از ما شکایت نماید .
خدا کند چنین نباشـــد .
پی نوشت صد البته بی ربط : سعی بر این است که در روزهای نبودنمان اینجــا به روز شود ، البته اگر خدا بخواهد .
برچسب ها:روضة النبی, قرآن, پیامبر
ارسال شده در انبیاء, اهل بیت, خاطرات, دین و معرفت, قرآن کریم, معارف معاریف | ۴ دیدگاه »